آنچه ازتاریخ باید آموخت :
چنین گفت فردوسی پاک زاد که رحمت برآن تربت پاک با د
چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم بر زنده یک تن مباد
اگر سر به سر تن به تن به کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم .
مقدمه : مرزوحدودحاکمیت کشورها ازچه زمانی بوجودآمدو تثبیت شد وتفاوت آن باسرحدات موضوعی است که بابررسی آن به اهمیت حفظ از مرزها ویک پارچگی کشور پی خواهیم برد . هر چند مرزبه مفهوم امروزی واهمیت آن پس ازجنگ جهانی دوم و باتاسیس سازمان ملل رسمیت جهانی یافته است .
درطی چندقرن گذشته و استیلای قدرتهای بزرگ همچو انگلستان ، هلند ،فرانسه ، روسیه برکره زمین و زیر سلطه داشتن کشور های ضعیف به صورت مستعمره و پس از طی زمان واستقلال طلبی این ممالک دول استعمارکننده با بوجود آوردن کشور های کوچک و لاینحل گذاشتن برخی نقاط حساس دربین این کشورها ( مرزهای تحمیلی و مناطق بی طرف ) نقاط بحران خیز را به جای گذاشته که درچند دهه ی گذشته جنگ های خانمان سوز راباعث گردیده و به تبعه آن کار خانه های اسلحه سازی آنان دایر و پول سازبوده است.
خاورمیانه ازجمله نقاطی است که اغلب از امپراطوری عثمانی منفک گردید وتمام کشور های برون آمده از آن دچار مرز های تحمیلی می باشند ازجمله : اختلاف ایران با عراق ، عراق با کویت ،کویت با ایران بوبیانوحوزه نفتی مشترک ، عربستان باایران منابع نفتی خلیج فارس ، امارات با ایران بر سر جزایر ، ترکیه با سوریه و عراق بر سرفرات ،سوریه با لبنان ،اسرائیل با تمامی همسایگانش ، سوریه با عراق بر سر فرات ،ایران با افغانستان بر سرهیرمند ، ترکیه با عراق بر سر کرکوک و نفت شمال عراق ، عربستان باتمام همسایگانش ، هندوستان و پاکستان بر سر کشمیر ، هندوستان چین ، .....
این فقط در جنوب غرب آسیا همین مسائل در آفریقا نیز با شدت تمام وجود دارد و نتیجه آن خرید اسلحه های مدرن و صادرات نفت ارزان به غرب و این دور تسلسل ادامه دارد .
بر همین مبنا بر آن شدم به طور مختصر روند شکل گیری مرز های کنونی کشورمان و حوادث تلخ پنج قرن گذشته آن را به طوراجمال نوشته وخدمات وخیانتهای و کوتاهی های حکومتهای گذشته را یاد آورده شده تا در حفظ یک پارچگی وطن عزیزمان کوشاو هوشیار باشیم . لازم می دانم از افراد آگاه به مسایل نقاط فراموش شده و تکمیلی رایادآور شده ونقاط نگارشی و ناقص را به حقیر گوش زد نمایند.
سرحدات :
در گذشته ی نه چندان دور سرحدات اصطلاحی درجغرافیای سرزمینی کاربرد داشته و در بر رسی های منابع تاریخی اغلب به جایی مرز به سر حدات برمی خوریم . با جایگزین شدن سلاح های گرم به جای ادوات جنگی قدیم ( شمشیر و کمان ،منجنیق ، ... ) که اولین آن در جنگ چالدران توسط حکومت عثمانی بکار برده شد و جانفشانی ها و رشادتهای سربازان سپاه شاه تهماسب صفوی کار گر نیفتاد و بلاجبار قسمتهای از شمال غرب کشور عزیزمان برای مدتی به زیر چکمه ها ی بیگانه رفت.
شاه عباس بزرگ با روی آوردن به سلاح های گرم وتجهیز سپاه ایران به توپ و تفنگ متصرفات عثمانی در زمان شاه طهماسب را باز پس گرفت و جزایر اشغال شده ی خلیج همیشه فارس را از لوث اشغالگران پرتغالی پاک کرد.

از این تاریخ به بعد را باید نقشه ایران را تداعی نمود ،هرچند در برخی مواقع گسترش یافته که باید اعتراف کردکه متجاوز بودیم تا مدافع هر چند نفس این تجاوزات دفع تجاوز بوده است .
افغانها به اصفهان تاختند و با برانداختن شاه سلطان حسین صفویی آخرین شاه این سلسله به وحشی گری و گستاخی پرداختند ، آنگاه نادر افشار پای در رکاب کرد و در دفع شّر متجاوزین به نوامیس ایران زمین شجاعانه دفع شّرکرد ، آن دلاور مرد تاریخ سازبا دلیرمردی محمود افغان را در مورچه خورت اصفهان گوش مالی جانانه دادو رهایش نکرد ، سنگر به سنگر ، محال به محال تعقیب و گریز تا اینکه به آن سوی کوه های هندو کوش و به سر زمین زر خیز هندوستان دست یازید ....
نادر اشتباهی نابخشودنی کرد ،او قدرت و ر شادتهای جوانمردان ایران زمین رابه رخ متجاوزین کشید اما ازاین قدرت نمایی باکوته فکری سود جست . او به مشتی جواهرات وسکه قناعت کرد وبه ایران باز گشت درحالیکه از سرزمینهای تصرف کرده او همچو هندوستان تضعیف شده و آماده برای دول استعماری وقت هم چو بریتانیا گردیده بود و همین عامل باعث گردید انگلیسی ها با کمترین موانع برای بیش از سه قرن بر هندوستان مستولی گردند وجهت حفظ گنج تصرفی و یغمای آن چشم طمع به سر زمینما داشته باشد چرا که تنها گذر گاه زمینی به آن دیار ، ایران بود چراکه شما بیابان ترکستان و سیبری و مغولستان و جنوب هم دریا واقیانوس هند .

موقعیت استراتژیکی ایران برای انگلستان ، فرانسه ( ناپلئون ) ، تزار های روسیه باعث گردید طی سیصد سال دستخوش ناملایمات شده وهراز چند گاهی توطئه های از سوی آنان را شاهدو ناظر باشیم .
سلسله قاجار با آغامحمد خان قاجار آغاز گردید. او نیز همچو نادر دست به تثبیت وگسترش سرزمینی زد وحکومت مقتدری را پایه گذاری کرد اما افسوس همچو نادر بدون توجه به عواقب کار درتفلیس کشتار نا بخشودنی کرد و همین رفتار های خشونت بار او گریبان گیر جانشینانش شد که تاوانش جدایی زرخیز ترین تکه ایران عزیز همچو آذربایجان و آن سوی ارس گردید . سر زمینی که جلگه سه هزار هکتاری مغان شمالی با ذخایر عظیم نفت وگاز و از همه مهمتر هم وطنان شریف آذری زبانی که برای همیشه از دامن وطن دور شدند ...

این زمان را باید تثبیت مرز های میله گذار ی شده دانست و تفاوتش با سر حدات در این است که مرزها دقیق ، مشخص و دارای مشخصات جغرافیایی می باشد در صورتی که سر حدات به تناسب قدرت و توان حکومت مرکزی بستگی داشت ، اگر دولت مرکز قوی و توانا بود مناطقی همچون قسمت شمالی آذربایجان در آنسوی قفقاز و در شرق هرات و حاکمش کامران میرزاها خراج گزاروتابع ایران وهرازگاهی دولت مرکزی ضعیف و ناتوان می شد آن دیار دم از جدایی طلبی و استقلال می زدند .
دردویست سال گذشته دست یازی انگلستان به هندوستان و تاراج منابع آن و چشم طمع روسیه به آب های گرم خلیج فارس و فرانسه به هندوستان باعث نفوذ انگلیسیها در در بار قاجار گردید تا جائیکه به صورت غیر رسمی مستعمره آن کشور شدیم .
ازدست رفتن خطّه آذربایجان شمالی و استیلای روسها بدان جا و تحمیل دو جنگ فرسایشی 14 ساله ودر نهایت بسته شدن دو عهدنامه ی ننگین گلستان و ترکمنچای و دلبستن شاهان بی کفایت قاجار به کمک های فرانسه وانگلستان باعث نفوذ هر چه بیشتر آنان در مراکز اقتصادی و سیاسی گردیده و با اتخاذ سیاست های ناجوانمردان باعث جدا شدن تکه های دیگری از وطن عزیزمان گردیدند .
زدوبند های پشت پرده این سه دولت استعماری و قراردادهای شوم هم چو فین کین اشتان ، تلیست ، مفصل ،پاریس ،....و وعده و عیدهای دروغین فرانسه و انگلیس برای باز پس گیری سرزمین های که توسط روسها تصرف شده بود ،نه تنها مشکلی را نگشود بلکه باعث از دست رفتن بخشهای دیگر ی همچو هرات ،هیرمند و سیستان ، بخش شرقی بلوچستان از کشور گردید ...
انقلاب بلشویکی روسیه و در نهایت سرایت افکارواندیشه های آن انقلاب درایران آشفته و سر بر آوردن جمهوری میرزا کوچک خان در رشت و اعلان استقلال سرزمین سر سبز شمال و تقویت شیوخ خوزستان توسط پیر استعمارگر و دم زدن استقلال توسط یک خود فروخته دیگر به نام شیخ خزئل و پیرو همین جدای طلبی های قومیتها در اطراف و اکناف کشور درخطه تاریخی کردستان محمد قاضی مهاباد راپایتخت خود قرار داده و آن سوی دیگر سرسپرده روسها جعفر پیشه وری جمهوری آذربایجان را تشکیل داد .....
یک بار دیگر از خاکستر ایران سربازی سر بر آورد و با قدرت یاغیان وشورشگران راسر جای خودنشاند و آرامش و یک پارچگی را به کشورباز گرداند .رضاخان بادستگیری شیخ خزئل که منطقه زرخیز و تاریخی ایران یعنی خوزستان را عربستانش می نامید و خود را حاکم آن ، به کشور ملحق نمود ....
ازاین زمان به بعد مرز های کنونی تثبیت و رسمیت یافت و ارتش دگرگون شده دردوران پهلوی اول باتجهیز به سلاح های مدرن در طی یک صدسال گذشته حافظ آن بوده است .
رضاخان با اتکا به نیروی نظامی و با حمایت مردمی کشور را به ثبات و آرامش رسانید امامتاسفانه حس مالی خولیایی که اغلب در حاکمان رخ می نماید در ایشان نیز رخ نمود . ا و با پشت کردن به مردم وتکیه به قدرت ارتش تازه تاسیس و عدم توجه به رای و نظر مردم و مجلس که دست آورد نهضت مشروطیت بود واز همه بدتر و ناگوارتر روی آوردن به جایگزینی فرهنگ غربی آن هم دستوری و اجباری ومبارزه با فرهنگ دینی مردم باعث نارضایتی نهفته در بین مردم گردید تا جائیکه در اولین حمله متفقین شیرازه ی ارتش قوی او از هم پاشید و متجاوزین او را ذلیلانه به دور افتاد ه ترین نقطه تبعیدش کردند ومردم به پایکوبی و دست افشانی پرداختند.

با توجه به اوضاع آشفته اواخر قاجار وقحطی وخشک سالی و شیوع بیماری طاعون همراه با درگیری های داخلی و تجزیه طلبی ها و صادرات کم و بهای ناچیز نفت ، خدمات این شاه بیست سال حکومت کرده رانباید ازنظردور داشت از جمله ساخت راه آهن سراسری بابیش از سه هزار کیلومتر از جنوب به مرکز و از مرکز به غرب و شرق و شمال کشور باحفر صدها تونل و شکافت دل کوه ها زاگرس و البرز ، پایه گذاری ذوب آهن ، دخانیات ، کارخانه های قند،دانشگاه تهران . ..
او درغربت وتنهایی مرد و سالها بعد جنازه مومیایی شده در شهر ری بخاک سپرده شد .

جسد مومیایی رضا شاه پهلوی در مصر
و سرانجام با اوجگیری انقلاب اسلامی مجددا" جنازه را از مقبره خارج و به مصر منتقل و درآنجا به خاک سپردند . پس از پیروزی انقلاب آرامگاه وی به دست خلخالی تخریب گردید

پسر جایگزین پدر شد ،ابتدا آزادی های نسبی ودست و پا شکسته به میدان آمدند ، گویی انقلابی رخ داده ، زندانها گشوده ، دلسوزان در بند آزاد شده و جلادان و عوامل رضا خانی باز داشت . مجلس بپاو اندک آزادی ها رو به راه گردید و بارقه های امید دمیدن گرفت ، مجلس و دولت ، قانون اساسی ، روشنفکران و روحانیون کارشان رو به راه شد اما افسوس این بار نیز عمر آزادی و فرزانگی کوتاه بود .دکتر مصدق این سیاستمدارکهنه کار در بند کشیده شد ، امریکا جای انگلستان راپر کرد ، شاه جوان برده گوش به فرمان سفارت تازه کارآمریکا شد و زندانها ساخته وساواک تاسیس و اعدام فرزندان دلیر آغازیدن گرفت .

پس از حکومت چند ماهه مصدق و رو ی کار آمدن استبداد جدید و سرکوب قیام مردم وتبعیدامام وایجاد جّو رعب و وحشت از سال 42 تا 56 یعنی به مدت کمتر از پانزده سال یک حکومت مستبد جدا شده ازمردم که تکیه اساسی آن به ارتش مجهز به مدرترین سلاح ها و نیرو های آموزش دیده زیر نظر مستشاران آمریکا و اسرائیل بود کا ربه جای رسید که برای بار دیگر پسر همچو پدر خود راقوی ترین حاکمان دوران می پنداشت و بدون توجه به مردم خود را عقل کل پنداشته و با گستاخی و جسارت به کشور یکه تازی می نمود .
محمد رضا شاه با در آمد چند روزه نفت (کمتر از ده سال با متوسط بشکه ای 15دلار ) دچار یک خودبزرگ بینی عجیبی گردید . بذل و بخشش های حساب نشده به باز سازی قاهره ، لندن با بیش از سه میلیارد دلار وغفلت از عمران و آبادانی کشور و بر گزاری جشنهای پرهزینه 2500 ساله درکنار روستا های گرسنه و تشنه محل برگزاری آن نمایش کذایی ، دم از رسیدن به تمدن بزرگ می زد ودرنتیجه طی یک برنامه ازپیش تنظیم شده آمریکا بساطش بر چیده شد و کشور برای بار چهارم به دست مردم افتاد ( مشروطیت ،اولین سالهای حکومت رضا شاه و محمد رضاشاه ، انقلاب اسلامی ).
نقطه روشن و قابل ذکر در تاریخ سی ساله حکومت محمد رضا شاه را می توان در حفظ یک پارچگی کشورمان دانست او همچو پدرش غائله پیشه وری را برکند و صدام حسین را بر سر جایش نشاند و از دست رفتن جزایر خلیج فارس جلوگیری نمود و حاکمیت مطلق بر خلیج همیشه فارس را در دست گرفت .
اجرایی اصلاحات ارضی ، تنظیم امور اداری ، توجه به امورآموزش وپرورش و رشته های جدید و وروددختران به مراکز آموزشی و دانشگاه ها ،خوف از کمونیسم و روسیه وتوجه به اموردینی ، عدم برخورد شدید با روشنفکران بخصوص حسینه ارشاد و ورود رحانیون به مراکز دانشگاهی وتوجه به اوقاف و دراواخر تشکیل سپاه دین ، زیری ساخت های صنعتی ازجمله سدهای بزرگ امیرکبیر ،سفیدرود ،کارون و تاسیس ذوب آهن اصفهان ، بزرگراه تهران قزوین وتهران قم ، جنگل کار ی تهران همچو چیتگر و دشت قزوین ، چندین پالایشگاه وفرودگاه ها ، .... ازجمله دست آوردهای کمتر از پانزده سال ازدر آمدهای نفتی دوران محمدرضا شاه دانست .
فضای باز سیاسی تحمیلی ازطرف دولت کارتر به حکومت بسته و تک محور شاه در سال 56 باعث گردید تا طومارش پیچیده شود و آنگونه شد .
آنگونه که گفته می شود محمد رضا شاه با پرداخت قسمتی از هزینه های انتخاباتی رقیب کارتر ودر عوض کارتر با در پیش گرفتن تزفضای باز سیاسی در کشور های خاورمیانه و درنهایت پیروز میدان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شدند. این سال اوج یکه تازی و قدرت مداری شاه در ایران است ، عواملی همچو قدرت اول نظامی منطقه ، سرکوب هرگونه اعتراض مردمی ، تسلط ساواک بر تمامی امور جامعه، بالاگرفتن قیمت نفت تا سی دلار در بشکه ....باعث دوری حاکمان ازمردم خود گردید.
روزنامه اطلاعات به قلم فردی به نام رشیدی مطلق در مقاله ای به روحانیت و امام توهین می کند و در آن سوی دیگر دکتر شریعتی مبارز روشنفکردینی به طرز مشکوک ازدنیا می رود و درگذشت مصطفی خمینی فرزند ارشد امام هر یک زمینه لازم برای شعله ور شدن خشم نهفته مردم می شود و در طی کمتراز یک سال طومار رژیم شاهنشاهی درهم پیچیده می شود .
ثور یاهمان گاو نرکه با شخم زدن بالا زمین را پایین و پایین را بالا کرده و دگرگونی راباعث می شود و برهمین مبنا اعراب به انقلاب ثوره می گویند. انقلاب ایران طوفانوار ارکان رژیم را زیر و روکرد .

با پیروزی انقلاب اسلامی شورشها و جدایی طلبی ها وتحرکات مزدوران باحمایت وابستگان به رژیم گذشته ودشمنان خارجی شّدت گرفت . جوانان انقلابی پر شور باادامه شورو شوق زمان انقلاب از پای ننشستند و هرجایی که آتش فتنه ی جدایی طلبی بود را سرجای خودنشاندند.
غائله ی ترکمن صحرا ومزدوران جدایی طلب آن خّطه با حضور به موقع انقلابیون خاتمه یافت اما باخاموش شدن آن درآنسوی کشوریعنی کردستان آشفتگی دو چندان بود ،حمایت صدام و حضور شاپور بختیارو افسران فراری دست در دست هم غائله دیگری بود که تا پایان جنگ تحمیلی هزاران جوان وطن را به خاک و خون کشید.
احزاب جدایی طلب دمکرات و کومله که ازگذشته دور درصدد جدا کردن کردستان از مام وطن بودند با جیره و مواجب دشمن خونی ایران صدام حسین یک جبهه بسیار دشواری را برای نیروهای نظامی کشور بوجود آورده بودند . جنگیدن درمرزهای جنوب بسیارآسان و راحت بود زیرا دشمن در روبرو وخودی و بیگانه مشخص درحالیکه در کردستان مزدوران در بین مردم وتمیزدادن آنها با شهروندان بسیار دشوار بود، سپر انسانی قرار دادن روستاییان توسط جدای طلبان عرصه را برای جنگجویان کشورمان تنگ و دشوار می نمود و برهمین مبنا هم باید جنگیدوهم باید به روستاییان کمک و یاری رسانید.
چه بسا اتفاق می افتاد گشتی های خودی و مزدوران در یک روستا به همدیگربرخوردمی کردند ( سردار دلاور هاشم عباسی فرمانده گردان نبی اکرم پیرانشهر خاطره ای برای نگارند تعریف کردند که جالب و شنیدنی بود : در ناحیه اشنویه باگروه پانزده نفره ی پیشمرگان خودی وارد روستای شده و جهت صرف صبحانه به منزلی رفتیم که در اتاق دیگرش عده ای مشغول خوردن صبحانه بودند ، صاحب خانه که فردی آشناومطمئن بود گفتند حواصتان باشد پیشمرگان کومله می باشندوما را دمکرات معرفی کرده بودند ... )
تامین جاده های مراسلاتی در ناحیه ی کوهستانی پر پیچ و خم با زمستانی طولانی و بسیار سرد توسط فرزندان کشور ازجمله افتخارات دفع مزدوران جدایی طلب در گذشته ای نه چندان دور است .
آشوب های پراکنده در ناحیه بلوچستان باتحریک و تامین مالی عربستان وایجاد ناامنی در آن سوی کشورنیز خود حدیث مفّصل دارد و تا چندی پیش ادامه داشت ( مزدوران ریگی ) .
جنگ تحمیلی و حضورگسترده رزمندگان در دشت خوزستان فرصت ارزاندام را ازمزدوران جدایی طلب آن دیار سلب کرده بود ، تحرکات وابستگان خود فروخته جدایی طلب خوزستان آنگونه نبود که باعث نگرانی باشد هرچند درخارج از کشور به یاوه گوی مشغولند.
ناحیه آذری زبان و استانهای غربی به نوعی دیگر دستخوش ناملایمات می باشد . مزدوران وابسته به آنسوی مرزها ومواجب گیر از کشور آذربایجان هرگاه که موقعیتی می یابند با دست اویز قرار دادن قیامهای تاریخی شعار های قومیت گرایی و جدایی طلبی را سرمی دهند .
فلات ایران با تاریخ پر فراز ونشیب خود بامردمانی ازقومیت ها وزبانهاوگویش ها وفرهنگهای گونا گون ( عرب، لر ، کرد ، آذری ،گیلک ، ترکمن ،بلوچ، فارس،اقلیتهای ارامنه ، زرتشتی ، کلیمی ) بدون هیچگونه ناملایمات زیسته و با یکدیگر زندگی یک دل و یک رنگی را داشته اند امامتاسفانه در هشتاد سال گذشته با روی کار آمدن احزاب ناسیونالیست درکشورهای همجوار هم چو پان ترکیسم اتا ترک ، پان عربیسم مصر توسط جمال عبدالناصرو صدام ... و رضاخان در ایران ، باعث برانگیخته شدن قومیت گرایی و تفرقه در بین صفوف متحد و یک دل کشور گردید . هرگاه که دولت مرکز ی تضعیف و بامشکلات سیاسی و اجتماعی واقتصادی مواجه شده ( اوایل حکومت رضاشاه – محمدرضاشاه – انقلاب اسلامی ) شاهد تحرکات خائنین مدعی حمایت از قومیت ها بوده ایم (شیخ خزئل درخوزستان ، جعفرپیشه وری در تبریز ، قاضی محمد، قاسملوها در مهاباد،..... ) .
نقد واقع بینانه وبی حّب وبغض وقایع وحوادث دهه اول انقلاب توسط افراد بیغرض ودلسوزمی تواند راهگشایی مناسب برای برون رفت ازموانع سرراه و احتمالی آیند باشد.
گذشته ازشورشهاو جدایی طلب های اوایل انقلاب که با ایثاروگذشت فرزندان انقلاب به سرانجام نرسیدند ، بحرانهای متعدد دیگری نیز آتشبیار جریانات جدایی طلبانه بود ندکه برخی ازعدمآشنایی به امور کشورداری نشات می گرفت و برخی ناخواسته تحمیل می شد.ازجمله مهمترین حوادث تلخ دهه اول انقلاب را به قرارزیر می توان بر شمرد :
1-تصرف سفارت آمریکاو مخالفت دولت مرحوم بازرگان واستعفای دولت موقت .
2-شروع جنگی نابرابر دربدترین موقعیت زمانی ازجمله نبودن دولتیکار آمد ، درگیری های داخلی وجدایی طلبانه ، آشفتگی نیروهای نظامی ،عدم آشنایی نیروهای مردمی به شیوه جنگ مدرن ،بحران گروگانگیری وانزوای سیاسی ،
3-عدم همدلی وهم رایی رییس جمهورمنتخب بااغلب نیروهای سنتی انقلاب وکشیده شدن این تضاد به میان مردم و نیروهای نظامی .
4- ترورهای کور و بمبگذاری ها وانفجار دفتر حزب جمهوری و شهادت دهها شخصیت سیاسی تاثیر گذار (شهادت ایت الله مطهری و دکتر بهشتی )
5-فراررئیس جمهور و خلع قدرت دربدترین شرایط جبهه وجنگ .
6- شهادت رئیس جمهوردوم به همراه نخست وزیر در بمب گذاری .
7-بیماری و بستری شدن رهبر انقلاب ونگرانی از حال ایشان.
9- تحریم های شدید اقتصادی ،نفتی،پایین بودقیمت نفت وسقوط قیمت تا 6دلار ، دراختیار اولویت جنگ بر تمامی ارکان تولیدی و صنعتی ،....
10- سرانجام اختلاف دیدگاه اطرافیان رهبری با قائم مقام رهبری ودرنهایت برکناری مرحوم ایت الله منتظری.
ده بحران فوق درطی ده سال رهبری امام خمینی و دهها بحران کوچک دیگر روزشمارتلخ انقلاب است . حوادثی که هریک می توانست انقلاب را به ورطه نابودی کشد اما همدلی واطاعت مردم و نیرو های نظامی و سیاسی از فرامین رهبری تمامی بحرانها راپشت سرگذاشته و رشادتهاو ایثار خودگذشتگی مردم باعث گردید تا دشمن دست خالی ازحمله ناجوانمرانه خود به آن سوی مرزها عقب نشینی کند.
مدیریت موفق میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر کشور وتایید و حمایت امام ازایشان ، باعث گردید مردم دوران سخت ودشوار را با سر بلندی پشت سر گذارند .
خوشبختانه دردهه اول بحران خیز انقلاب یک وجب از خاک میهن جدانشد وآنچه به ارث رسیده بود باقی ماند .
پس از هشت سال ددمنشی صدام و حامیانش ،آتش بس وجنگ پایان یافت ،صدام به آن سوی مرز هارانده و درمجامع بین المللی به عنوان متجاوز شناخته شد.جان نثاری فرزندان ایران زمین برگ زّرین دیگری در حفظ وطن درتاریخ پر فراز و نشیب آن ثبت گردید .
قانون اساسی ترمیم ، نخست وزیری برداشته قدرت رئیس جمهوری زیاد شد .رهبر انقلاب رحلت کردو باانتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری دورجدیدی از کشور داری با ریاست جمهوری آیت الله رفسنجانی شروع گردید...
درسهای که ازتاریخ بایدگرفت: .... ادامه دارد
